یه روز با بابام رفتم چیتی
کنار گل و یه خار نشست کلی گفت به به
و لذت برد
و
فکر کنم اون آخرین بار بود
بازم میتونم ببرمش؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ ساعت 22:29 توسط حنا
|
یه روز با بابام رفتم چیتی
کنار گل و یه خار نشست کلی گفت به به
و لذت برد
و
فکر کنم اون آخرین بار بود
بازم میتونم ببرمش؟
دختری هستم متولد سال۶۱.