مواقعی ای که اینطوری زندگی سخت میشه
ایمطوری پیچیده میشه
حرف هایی زده میشه که نباید زده بشه
عمل هایی سر میگیره که نباید بگیره
از سر بی چارگی
میرم سراغ
رویای شیرین ام
رپیای لذت بخش و شیرین م
واسه خودم سفید و ساده اش میکنم اونجوری که دلم میخواد
به خودم نوید میدم
اشکال نداره
همه ی اینها اشکال نداره
همه اش تموم میشه
توی اون رویا ی شیرین ، همه اش تموم تموم میشه به شکل سفید و صورتی کمرنگ در میاد
ابر و پر و هوای خنک
فرشته های کوچولو
دستان گرم خداوند
فقط دلم برای تابان میسوزه
فقط
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۴ ساعت 19:7 توسط حنا
|
دختری هستم متولد سال۶۱.